سیاق اندیشه

مجله‌ الکترونیک فرهنگی و اجتماعی

سیاق اندیشه

مجله‌ الکترونیک فرهنگی و اجتماعی

سیاق اندیشه
باید آنقدر شنید و شنید و شنید.......
باید آنقدر فکرید و فکرید و فکرید......
تا بتوان
نوشت.
اکنون دنیای بی عدالتی است
ما هم به حدیث نفس نویسان افزودیم خود را
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
پیوندها
آخرین نظرات
شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۲، ۰۹:۲۹ ق.ظ

درد سرهای علم وارداتی

مصاحبه‌ای با دکتر محمد قدسی

دکتر محمد قدسی استاد دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف است. وی که در سال ۱۳۸۴ از دانشیاری به مرتبه استادی ارتقا یافت هم اکنون رئیس گروه نرم افزار این دانشکده است. در میان مباحثاتی که این روز ها درباره خوب و بد قوانین ارتقای استادان درگرفته است به سراغ ایشان رفتیم. دکتر قدسی نظرات قابل توجهی در این باره دارند که در ادامه تقدیم می کنیم.

جناب آقای دکتر قدسی، با تشکر از این که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید. در نخستین پرسش خود می خواهیم اصل مطلب را از شما جویا شویم.

ISI چیست؟ خوب است یا خوب نیست؟

ISI مؤسسه ای خصوصی است که نشریات و مقالات را فهرست می کند. این تنها مؤسسه در جهان نیست که به فهرست کردن مقالات مشغول است. گروه های دیگری هم هستند اما ISI معتبرتر از بقیه است. این گروه ها مقالات را فهرست کرده و آمارهایی مانند تعداد ارجاعات، ضریب تأثیر مقالات و دیگر آمارهای مربوط به آن را در اختیار اعضا و مشترکان مرکز خود گذاشته و درآمد کسب می کنند.

در مراکز علمی ایران ISI خیلی مشهور است اما در دیگر دانشگاه های معتبر دنیا ISI چندان معروف نیست. زیرا ارتقای علمی در آن دانشگاه ها اساساً ربطی به ISI ندارد. در دانشگاه های خوب دنیا روش ارتقای استادان تقریباً مشابه حوزه های علمیه است. در این دانشگاه ها، مقالات، نوشته ها، تحقیقات و کارهای علمی فرد را برای چند استاد درجه یک در آن رشته بخصوص می فرستند و در صورت تأیید آنها فرد ارتقای علمی پیدا می کند. ما متأسفانه اعتماد به نفس کافی نداریم و داوری درباره خود را به مدد معیار ها و ارزیابی های خارجی انجام می دهیم.

اما مجلات ISI ، مجلات خوبی هستند. چرا نباید به ارزیابی آنها اتکا کنیم؟

ISI مجلات بسیار خوبی را فهرست کرده اما مجلات ضعیف زیادی هم در آن وجود دارد. مقررات فعلی، دانشجوی دکترا را مجبور می کند تا در یک مجله فهرست شده در ISI مقاله داشته باشد و به ضعف و قوت مجله چندان کاری ندارد.

داستان چاپ شدن مقاله ای بی محتوا که به وسیله یک نرم افزار تولید شده بود و دانشجویان دانشکده کامپیوتر دانشگاه شریف آن را در یک نشریه ISI به چاپ رسانده بودند چه بود؟

مقاله ای با یک نرم افزار معروف به صورت خودکار تهیه و توسط چند دانشجوی دکترای ریاضی شریف برای یک مجله ISI که به وسیله ناشر معتبر Elsevier منتشر می شود، فرستاده شد. با خواندن حتی خلاصه این مقاله به راحتی به هجو بودن آن می شد پی برد. این کار را به این دلیل انجام دادند تا نشان دهند برخی از این نشریات خیلی ضعیف هستند. مسئولان مجله مقاله را پس از دو هفته بدون ایرادی پذیرفتند و در نوبت چاپ قرار دادند. چند ماه در نوبت چاپ بود تا اخیراً پس از افشای این مطلب آن را برداشتند. افرادی هستند که در مدت ۲ سال بیش از ۶۵ مقاله فقط در این نشریه چاپ کرده اند. هجوم زیادی از سوی برخی در ایران برای چاپ در آن دیده می شد. ناشر این نشریه معروف است ولی اعتبار یک نشریه را سردبیر و کمیته علمی آن تعیین می کند. خوشبختانه کار این دانشجویان خیلی تأثیر گذار بود.

ولی در هر حال چاپ مقاله در نشریات ISI تا حدی کیفیت علمی مقالات را کنترل می کند؟!

هر چند که ISI موجب نوعی نظارت حداقلی بر کیفیت علمی مقالات شده است، اما این به هیچ وجه کافی نیست. شناسایی مجلات نامعتبر در میان نشریات ISI بسیار ضروری است. اما در حال حاضر این کار انجام نمی شود. آئین نامه ها و مقررات فعلی تولید انبوه و افزایش کمی مقالات را تشویق می کند وبه کیفیت کاری ندارد.

گاهی اوقات چیزهایی در باره جایگزینی معیارهای داخلی به جای ISI می شنویم. آیا با این جایگزینی نمی شود این گونه مشکلات ISI را برطرف کرد؟

آنچه درباره معیار داخلی می گویند به گمان من نقاط ضعف به مراتب بیشتری از ISI دارد و برداشت خیلی ها این است برخی که نمی توانند در مقالات معتبر خارجی مقاله های خود را به چاپ برسانند به دنبال یک راه فرار هستند و آن هم معیار داخلی جایگزین ISI است. البته قبول دارم که در برخی زمینه های علوم انسانی مجلات معتبر خارجی وجود ندارد. اما ما می توانیم این مجلات را ایجاد و آنها را پس از مدتی در ISI به ثبت برسانیم. به نظر من این جایگزینی آشفتگی ارتقای استادان را شدیدتر می کند.

آیا در ایران مجله ای که در ISI فهرست شود وجود دارد؟

قبلاً تعداد کمی بود که یکی از آنها مجله «علوم و فناوری» دانشگاه شیراز است که از سال های پیش در این فهرست قرار گرفته است.

ولی ظاهراً در حال حاضر بیش از ۲۰ مجله از ایران به صورت ISI ثبت شده است و این جای خوشحالی دارد. البته مجلات داخلی معتبر دیگری هم در ایران چاپ می شود که به دلایلی هنور نتوانسته اند در این فهرست قرار بگیرند. قاعدتاً اگر یک مجله شرایط این مؤسسه را داشته باشد، پس از مدتی توسط آن فهرست می شود. بنابراین به جای ایجاد یک ISI دیگر بهتر است سعی کنیم مجلات خود را با کیفیت تر کنیم تا بتوانیم آنها را در این جا ثبت کنیم .

آیا خود ISI هیچ برآورد کیفیتی از مقالات فهرست شده اش انجام نمی دهد؟

البته. در سایت Web of Knowledge این مؤسسه اطلاعات خیلی خوبی از مجلات و مقالات و حتی مؤلفان تهیه می شود (مانند ضریب تأثیر، درصد ارجاعات و . . .) که از آنها می توان به کیفیت یک مجله یا مقاله پی برد. اخیراً هم ضریبی به نام hindex به عنوان شاخصی برای توان علمی مؤلفان محاسبه می شود. البته این شاخص هنوز عمومی نشده و بحث های زیادی در مورد آن در جریان است. این شاخص برای بیشتر محققان ایرانی خیلی پائین است و این یعنی این که ما در مواجهه با مقاله نویسی علمی، کیفیت را فدای کمیت کرده ایم.

چگونه کمیت به کیفیت ترجیح داده میشود؟

دانشجوی دکترا مجبور است در زمان کمی که در اختیار دارد، مقاله ISI چاپ کند و این شرط فارغ التحصیلی او در مقطع دکترا است. نتیجه طبیعی این است که در میان نشریات ISI ، نشریات ضعیف و سهل گیر مورد توجه بیشتری واقع شود تا بتوان مقاله نه چندان قوی را در آن منتشر ساخت. این نکته قابل توجه است که در برخی رشته ها مانند رشته کامپیوتر اصولاً کنفرانس های معتبر جایگاه مهم تری از مجلات دارند. و البته مقالا تی که در این کنفرانس ها چاپ می شوند قطعاً پس از مدتی در یک مجله خوب هم قابل چاپ است. بسیاری از استادان خوب دانشگاه های خارج از کشور درچنین رشته هایی اصلاً تأکید چندانی بر مقاله نویسی دانشجویان در مجلات ندارند، بلکه به جای مجلات به کنفرانس های معتبر اهمیت می دهند که هم سریعتر می توان در آن چاپ کرد و هم به عنوان مرز دانش توسط محققان دیگر در آن زمینه خوانده می شود.

در خلال مباحثاتی که درباره ISI درگرفته است، یکی از استادان گفته بود برخی با دادن پول مقاله های خود را در مجلات چاپ می کنند. آیا این موضوع صحت دارد؟

بله. مثلاً WSEAS ارگانی است که ظاهراً در قبرس قرار دارد و سالانه تعداد زیادی کنفرانس برگزار می کند و تقریباً به طور خودکار مقالات ارائه شده در کنفرانس ها را درچیزی به نام ژورنال هم چاپ می کند. البته برای هر مقاله حدود ۷۵۰ دلار هم می گیرد! من خودم مقاله غلطی برای این ارگان عمداً فرستادم که پذیرفته شد ولی چون پول ندادیم چاپ نشد! این یک مجله پولی است و البته الان دیگر در دانشگاه های داخل هم اعتباری ندارد. ولی قبل ازمعلوم شدن وضع آن در داخل بسیاری در آن مقاله نوشتند و شاید ارتقا هم پیدا کرده باشند. از این گونه مجلات کم نیستند. تشخیص آنها نیاز به دقت نظر دارد. توجه نکردن به این امر اثرات منفی زیادی روی استادان و دانشجویان دکترا گذاشته است.

وجه دیگر انتقادی که به معیار قرارگرفتن ISI برای ارتقای استادان می شود این است که این رویکرد فاصله دانشگاه و مسائل جامعه را زیاد می کند، یعنی با این رویکرد دانشگاه مسائلی را برای پژوهش بر می گزیند که مورد توجه مجلات ISI است و نه مسائل واقعی جامعه خود را. مثلاً در رشته های فنی چنین رویکردی موجب افزایش شکاف دانشگاه و صنعت می شود. نظر شما دراین باره چیست؟

پژوهش طیفی وسیع و امری جهانی است. ما باید مقالاتی در سطح جهان داشته باشیم و آن مقالات یقیناً به کار داخل نمی آید. ولی باید پژوهش هایی هم باشد که به مشکلات داخل بپردازد. بزرگ ترین شرکت های صنعتی در ایران D & R بسیار ضعیفی دارند و این موجب می شود که نتوان برای آنها کار دانشگاهی کرد. پژوهشگرانی که مقالات جهانی می نویسند به احتمال زیاد می توانند برای مشکلات داخلی هم چاره اندیشی کنند. گرفتاری عمده ما این است که سطح پژوهشی موردنیاز داخل بسیار ضعیف است و حمایت مالی کافی هم نمی شود، در نتیجه دانشمند ما خود را وقف آن نمی کند، بلکه ترجیح می دهد به سمت کارهای جهانی برود.

سیاستگذاری در پژوهش هم اشکال جدی دارد و انتظارات کوتاه مدت است. مثلاً مراکز اقتصادی می خواهند اگر هزار تومان برای پژوهش سرمایه می گذارند، همان را هم برداشت کنند. در صورتی که پژوهش آثار بلندمدت دارد و ممکن است در کوتاه مدت با سرمایه گذاری هزار تومان، فقط ۱۰ تومان بازده داشته باشد. اما اگر در این کار ممارست داشته باشیم به نتیجه می رسیم. ما نباید جلوی پژوهش های بین المللی را بگیریم زیرا رجوع دانشمند به سپهر جهانی علم امری طبیعی است، بلکه باید ساز و کار ها را به نحوی تغییر داد که پژوهش درمسائل داخلی وسعت پیدا کند. رویکرد مثبتی برای سرمایه گذاری در بخش پژوهش به چشم نمی خورد و بودجه پژوهشی فعلی از آنچه در برنامه ۵ ساله هم آمده کمتر است.

در شوروی سابق ارتش سفارش دهنده اصلی پژوهش بود و در آمریکا هم ارتش و بازار سفارش دهندگان اصلی پژوهش هستند و آنها را در راستای مسائلشان جهت می دهند. اما پژوهش های ما در ایران عمدتاً معطوف به مسائلی است که از بیرون می آید.

به طور قطع. بخش زیادی از علومی که ما در دانشگاه ها تدریس می کنیم وارداتی است و فاصله علمی باموطن آنها خیلی زیاد است و طبیعتاً مسائل آن هم از آنجا می آید و نه از داخل. ساز و کار ارتباط پژوهش با صنعت در چنان کشورهایی به کلی متفاوت است. دانشکده ها در آن کشور ها با حمایت صنعت به وجود می آیند و یا از بین می روند.
اینجا فاصله نهاد علم و نهادهای صنعتی خیلی زیاد است. اما این نباید منجر به جلوگیری از پژوهش های مراکز پژوهشی بشودکه مسائلشان عمدتاً داخلی نیست. ما توان تحقیق روی مسائل داخلی را قطعاً داریم اما سیاست های پژوهشی باید به تدریج این توان را هدایت کند. باید فرد بتواند هم روی مسائل داخلی و هم بین المللی کار کند. افرادی در همین دانشگاه ما هستندکه به خوبی از پس هر دو برآمده اند و در هر دو مورد کاملاً موفق اند.