سیاق اندیشه

مجله‌ الکترونیک فرهنگی و اجتماعی

سیاق اندیشه

مجله‌ الکترونیک فرهنگی و اجتماعی

سیاق اندیشه
باید آنقدر شنید و شنید و شنید.......
باید آنقدر فکرید و فکرید و فکرید......
تا بتوان
نوشت.
اکنون دنیای بی عدالتی است
ما هم به حدیث نفس نویسان افزودیم خود را
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
پیوندها
آخرین نظرات
دوشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۲، ۱۰:۱۷ ق.ظ

جایگاه "عقل" در قرآن

در میان همه ادیان ومذاهب موجود در جهان، تنها اسلام است‏که اصالت دارد و سعادت انسان را در دنیا وآخرت تضمین مى‏کند و از جمله امتیازات و ویژگیهاى اسلام تبعیت از عقل سالم و نشر وبسط آن است. عقل ‏ مى‏تواند با تعدیل غرایز وجودى و کنترل‏و هدایت آن در مجراى صحیح، آدمى رابراى نیل به سعادت یارى کند. در قرآن کریم 65 آیه ‏در رابطه با عقل و تعقل نازل شده است که در این نوشتار بخشی از آن مطرح می شود.

در روایت آمده است ‏که در هنگامه قیامت هر انسانى به اندازه‏عقلى که به وى داده شده است، مورد سؤال ‏و جواب قرار مى‏گیرد و عدم وجود همین‏گوهر گرانقدراست که هلاکت و سقوط ‏انسانها را در طول تاریخ فراهم ساخته است.بیشتر مخاطبان قرآن کریم عقلا و خردمندان‏ هستند. در آیه شریفه «و ما یعقلها الا العالمون‏» (سوره عنکبوت، آیه 43) مى‏‌فرماید: این عالمان هستندکه نعمت عقل را به کار مى‏گیرند و ازآن بهره‏‌ها مى‏برند.

هنگامى که‏ خلقت آسمان و زمین و سایر موجودات در آیه‏اى مطرح مى‏شود و یا وجود پیچیده و مرموز خود انسان،اینکه چگونه در صلب و رحم شکل‏ پذیرفت و پس از ولادت چه مواردى ‏را طى طریق کرده تا به شعور و عقل ‏برسد و یا در دستگاه وجودى خودمثل سازمان بسیار منظم و پیچیده،متابولیسم بدن او چگونه پدید آمده ودر حال کار است و ... در همه اینهاخداوند متعال انسانهاى عاقل و با خرد را مخاطب قرار مى‏دهد و نتیجه اینکه ‏خردمندان هستند که در قبال این ‏مسائل تعقل مى‏کنند.


عقل در تفسیر المیزان

کلمه "عقل‏" که مصدر براى (عقل -یعقل) مى‏باشد به معناى ادراک وفهمیدن چیزى است; البته ادراک و فهمیدن کامل و تمام و به همین سبب ‏نام آن حقیقتى را که در آدمى است و آدمى به وسیله آن میان صلاح و فساد و میان حق و باطل و میان راست ودروغ را فرق مى‏گذارد، عقل‏نامیده‏اند

البته این حقیقت مانند نیروى دیدن ‏و شنیدن و حفظ کردن و سایر قواى ‏آدمى که هر یک فرعى از فروع نفس‏اوست نمى‏باشد; بلکه این حقیقت ‏عبارت است از نفس انسان مدرک.» (تفسیر المیزان، ج‏2، ص‏364 )

 

عقل در تفسیر نمونه

کلمه "عقل" در لغت‏ به‏معناى بستن و گره زدن است – لذا طنابى را که با آن پا و یا زانوى شتر را مى‏بندند، عقال مى‏گویند و این عمل راهم عقل نامیده و مى‏گویند «عقل‏البعیر»؛ شتر را عقال کن - و به همین ‏مناسبت ادراکهایى را هم که انسان‏ دارد و آنها را در دل پذیرفته و عقد قلبى نسبت ‏به آنها بسته است، عقل ‏نامیده‏اند و نیز مدرکات آدمى را و آن ‏قوه‏اى را که خود سراغ دارد و به‏ وسیله آن خیر و شر و حق و باطل را تشخیص مى‏دهد، عقل نامیده‏اند و در مقابل این عمل، جنون و سفاهت و حماقت و جهل است که جامع همه ‏آنها کمبود نیروى عقل است و این‏کمبود به اعتبارى جنون و به اعتبارى‏ دیگر سفاهت و به اعتبار سوم حماقت‏ و به اعتبار چهارم جهل نامیده‏ مى‏شود

انسان را بدین جهت عاقل‏ مى‏گویند که بدین خصیصه ممتاز ازسایر جاندارن است که خداى سبحان ‏انسان را چنین آفریده که در مسائل ‏فکرى و نظرى حق را از باطل و درمسائل عملى خیر را از شر و نافع را از مضر تشخیص دهد؛ چون - از میان ‏همه جانداران - او را چنین آفریده که‏در همان اول پیدا شدن و هست ‏شدن ‏خود را درک کند و بداند که اوست و سپس او را به حواس ظاهرى مجهز کرده تا به وسیله آن ظواهر موجودات ‏محسوس پیرامون خود را احساس ‏کند...» (تفسیر نمونه، ج‏2، ص‏153 )

و در جاى دیگر در ذیل آیه مبارکه ‏«یسالونک عن الخمر و و المیسر» (سوره بقره، آیه 217 ) درتفسیر نمونه چنین مى‏خوانیم: از این‏تعبیر (لعلکم تتفکرون) دو موضوع‏ روشن مى‏شود.

نخست اینکه انسان با اینکه مامور است در برابر خدا و پیامبران وى‏ تسلیم باشد، در عین حال موظف ‏است که این اطاعت فرمان را با فکر و اندیشه انجام دهد نه اینکه کورکورانه‏ و بدون فکر از آنها پیروى کند و به غیب ایمان بیاورد. همانطور که فرمود : الذین یومنون بالغیب.

 دیگر اینکه، نباید انسان تنها درجهان ماده یا معنى بیندیشد بلکه باید در مورد هر دو بیندیشد. برای تامین نیازمندیهاى جسم ‏و نیازمندیهاى روح و وسایل تکامل و پیشرفت در هر دو قسمت، تلاش و کوشش کند که دنیا و آخرت به هم‏مربوطند و ویرانى یکى در ویرانى‏دیگرى اثر مى‏کند. البته باید متذکرشد آنچه که در چند آیه فوق مطرح‏شد تنها گوشه‏اى از تفاسیر بود.

 

عقل در تفسیرمجمع البیان

قرآن کریم یکى‏از صفات دوزخیان را بى‏عقلى و عدم ‏تفکر ذکر کرده است; مثلا" در تفسیرمجمع البیان چنین آمده است". و قالوا لوکنا نسمع او نعقل ما کنافى اصحاب السعیر" (سوره ملک، آیه 10 ) ؛ مى‏گویند: اگر مامى‏شنیدیم یا مى‏اندیشیدیم آنچه را که ‏پیامبران و بیم دهندگان براى ما آوردند و ما را به سوى آن فرا خواندند و ما هم‏به آن عمل کرده بودیم. زجاج‏مى‏گوید: یعنى اگر ما مى‏شنیدیم،شنیدن کسى که حفظ مى‏کند ومى‏اندیشد و تعقل مى‏کردیم عقل‏کسى که تمیز مى‏دهد، ما از اهل آتش‏نبودیم.» (تفسیر مجمع البیان، ج‏25، ص‏175 )